
فقط كوه ادعائيم
چقدر ناگهاني بود؟ يكدفعه مردمي كه بدون هيچ واهمهاي مايعي ارزانتر از آبمعدني را دود ميكردند بايد خود را كنترل كنند. جدا چقدر سخت است. مردمي كه هيچوقت مديريت را ياد نگرفته اند حالا بايد براي سادهترين امور زندگييشان يعني رفت و آمد برنامهريزي كنند. ديگر سر كوچه ماست خريدن با ماشين تعطيل است و مسافرتهاي چندين روزه هم. مصرف كردن بيش از Norm جهاني كار سادهاي نيست كه اين هم فقط از دست ايرانيها بر ميآيد حالا فرق نميكند اين مصرف گاز باشد يا آب ، برق باشد يا بنزين. گويا در دين ما به ما آموختهاند مصرف كنيد و تا ميتوانيد اسراف !
يادتان هست مصوبه مجلس را كه از اول خرداد بنزين را 20تومان گران كرد؟ يادتان هست صفهاي وحشتناك شبانه پمپ بنزينها را كه فقط براي 800تومان ايجاد شده بود ؛ پر كردن يك باك 40ليتري با بنزين 80 توماني بجاي 100 توماني يعني 40 ضربدر 20 تومان.
و حالا صفهاي شلوغتر و وحشيانهتر در عرض 2-3ساعت ، بعضیها هم منتظر فرصتی برای اعتراض به اوضاع گذشته و حال مملکت یا منتظر زمانی برای آنارشی ، آتش زدن و غارت اموال عمومی و بانکها.
ما ایرانیها، در برابر هر تغییری مقاومت می کنیم و به راحتی آن را نمیپذیریم.
نميخواهم بگويم سهميهبندي خوب بود يا نه؟ بحث اين نيست كه بجاي اجبار خودروسازان تنبل داخلي به توليد خودرو كممصرف داريم به مصرفكننده فشار ميآوريم. بحث ، بحث خودمان است. عكسالعمل شخصيتي ما نسبت به يك تصميم كه درست يا نادرست براي همه شهروندان و همميهنان ما گرفته شده.
خدا فرداي آن روز به ما رحم کند كه تحريم شويم، جماعتی که تنها برای یک روز دارند با قمقمه و نوشابه خانواده بنزین جمع آوری میکنند و به روی هم چاقو میکشند و فروشگاه شهروند را مورد غارت قرار میدهند موقع جنگ و تحریم چه خواهند کرد؟ قطعا با تمام وجود شخصیتشان را به دولتمردانشان نشان خواهند داد.
دولتمردان ما به پشتوانه ما ميخواهند از حقوق مسلممان دفاع كنند؟
چقدر حقیر شدیم در این سال ها. چقدر بیشخصیت شدیم همین روزها. متاسفانه در اخلاق نه اسلامی هستیم، نه انسانی و نه ایرانی... فقط کوه ادعاییم!

