روزنامه اصفهان زیبا * ۵شنبه ۲۷اردیبهشت ۸۵
بمناسبت هفته خوابگاه های دانشجویی
خوابگاه، هتل بيستاره!
وقتي براي زندگي به اين جا ميآيي، بايد دور خيلي چيزها را خط بكشي؛ همانطور كه خيلي چيزها هم به دست ميآوري. آمدهاي كه تنها زندگي كني، دور از خانواده، اما ... هُل ميخوري وسط هزار نفر، از هزار جا، با هزار فرهنگ! اين جا براي هر كس چيزي مهم است، چيزهايي كه شايد هيچ وقت براي تو مهم نباشند.
آمدهاي كه درس بخواني، اما درس خواندن هم، در شلوغي اتاقهاي كوچك چند نفري، در سكوت دلگير سالنهاي مطالعه، فراموش ميشود. «روزمرگي» شايد تنها چيزي باشد كه همه آن را تجربه ميكنند، همهي آن هزار نفر. خوابگاه، قرار است چهار سال «پناه» تو باشد اما ... .
***محبوبه گلستانی فر***

گفتگوی تمدن ها در خوابگاه
وقتی اسم خوابگاه را می شنوید یاد چی می افتید؟ خوب البته بستگی دارد به اینکه تا حالا خوابگاهی بوده اید یا نه؟ به هر حال احتمالاً یاد چیزهایی شبیه خواب، ساعتی 4 تا لیوان چای، بیداری تا 3 نصف شب و خوابیدن تا 1 بعد از ظهر می افتید. همه اینها البته صحیح، امّا خوابگاه یک بعد تمدنی هم دارد. هر خوابگاهی یک چهارصد راه تمدنی است و به نظر من سازمان ملل باید بحث گفتگوی تمدن ها را از خوابگاه ها آغاز می کرد. مثلاً در خوابگاه خود ما کرمانشاه، مشهد، گنبد کاووس، تبریز، همدان، کرمان، قم، یزد، شیراز و بسیاری دیگر از شهرها نماینده دارند.
*** یحیی سهروردی ***
ادامه مطلب

کشتار ویرجینیاتک از زبان یک دانشجوی ایرانی
.jpg)