من نظرم اینه و نظر تو هم برای خودت باشه!
کلیم بسیار عزیز ؛ سلام...
امروز یکشنبه بود. شاید خیلی مهم نباشه. ولی یکشنبه ها همیشه برای من روز خیلی مهمی بوده و توش اتفاقات مهمی افتاده .مثلاً روزی که برای اولین بار همدیگه رو دیدیم پنج شــ.....، نه! مثلاً روز تولد تو که با هم چت کردیم ،دوشـ.....!! (اینم که یکشنبه نبود). اصلاً بی خیال کلیم! همون که گفتم، باید خیلی مهم نباشه!
آها....می دونی کلیم؟ من اصلاً مثل تو نمی تونم قشنگ نامه بنویسم و توش همه رو بخندونم یا توی همین خنده ها چنان اندوهی رو قایم کنم که زیر خنده صورت خواننده ، غم موج بزنه. آخه تومیدونی چی می خوای بگی ،ولی من نمیدونم چی می خوام بگم!
چی میخوام بگم ؟.... آها....آها! کلیم! من تو این مدت فهمیدم که ما خیلی با هم «فرق» داریم. تو خیلی از من بهتری، تو خیلی از من جلو تری. هی رفتی جلو و من موندم عقب . البته من نمی گم که بهت نمی رسم (اصلاًشاید همین الان هم خیلی خیلی از تو جلوترم!!)ولی می دونم که تو خیلی خوبی و نازی و مهربونی و با فکری و از اینا! منم در راهی که برای خوب شدن شروع کردم به یک نفر احتیاج دارم. اما نه به کمک «کلیم»، بلکه به کمک «آقای آرام» !
کلیم! نباید بهت بگم و نمی تونم بهت بگم و اصلاً درست نیست که بهت بگم ، ولی می گم که(!): من آدم ضعیفی هستم! شاید بگی یعنی چه؟ (به تو ربطی نداره، ولی حالا چون تویی)، ضعیف یعنی این که آدم قانعی نیستم! (لازم به توضیح است که با وجود تلاش های پیگیر تیم اکسیر در هیچ کدام از فرهنگ های لغت قدیم ویا جدید فارسی این معنی خاص برای لغت مزبور یافت نشد! ــ تو ضیح مترجم) اما دلم میخواد به جایی برسم که قانع بشم و فکر می کنم « تو» خیلی بتونی به من در این راه کمک کنی، اما نه به عنوان «کلیم»! ببین کلیم....من خیلی از تو خوشم میاد، از افکارت، از عقایدت، از رفتارت، از انسانیتت، از دل نازکت، از مهربونیات و از خیلی چیزای دیگه ت که اگه بگم روت زیاد میشه، ولی بچه پررو! این دلیل نمی شه که دوستت داشته باشم. لطفاً لطف کن و اصلاًناراحت نشو ،اما من نمی خوام و باور کن که نمی تونم دوستت داشته باشم. البته نه فقط تو ،بلکه هر پسر دیگه ای رو، تو هم مثل بقیه! من نمی خوام اصلاً با احساساتت بازی کنم (!) و برای همین، الان قبل از اینکه بیش از این احساساتمون آتیشی بشه،جلوشونو می گیرم. چون من خودم هی فکر کردم و تصمیم نهایی رو برای خودم و تو گرفتم(!) و اونم اینه که ما هیچ وقت نمی تونیم با هم ازدواج کنیم. من نظرم اینه و نظر تو هم برای خودت باشه! پس دیگه تموم شد . فراموشم کن و برو و حا لا دیگه قهر و اینا و اینا و اینا !
کلیم عزیزم! اگه فکر می کنی بودنٍِ من اذیتت می کنه، من دیگه توی انجمن نمی یام، اگه بگی برو، می رم،(با بغض) اصلاً هر کار تو بخوای می کنم. فقط ازم نخواه که دوستت داشته باشم ،چون میدونم و می بینم (!) که نمی تونم.
اما من هنوز سر حرفم هستم که گفتم من بهت احتیاج دارم و دلم می خواد مثل یه برادر هیچ وقت منو تنها نذاری ،خیلی خوبی عزیزم!
(دختر داستان!)
جوابیه کلیم :
من...من...من فکر می کنم بهتره رو در رو حرف بزنیم!
روزنامه اصفهان زیبا
دوشنبه ۳۰بهمن
کلیم آرام




این آقا یک شعار دارند و آن هم اینکه:
در بعضی موارد هم استعمار خارجی به کمک دیکتاتور داخلی می آید چنان که قبل از روی کار آمدن رضا پهلوی انگلیسی ها با ایجاد فقر و ناامنی مصنوعی شرایط روحی و روانی مردم ایران را در شرایطی قرار دادند که به محض ایجاد یک امنیت نسبی توسط رضاخان میرپنج عده ای از مردم ایران گمان کردند او منجی ملت ایران از فلاکت و بدبختی است.

* وظيفة ما آماده كردن دل جوانهاست. معارف، كار روحانيها است. من بايد اين جوان را
* به نظر من هيچكس در اين دستگاه حق ندارد عايق باشد، همه بايد رسانا باشيم، چه سخنران، چه مداح و چه هركس ديگر. همه بايد مخاطب را به امام حسين وصل كنيم. نبايد كسي خودش مطرح باشد، اينكه بيايند عكس و پوستر چاپ كنند از يك مداح و بخواهند الگوي يك جوان بشود و در زندگي از او الگو بگيرد، اين صددرصد اشتباه است، هركسي اين كار را ميكند خيانت ميكند.


باز محرم شد و ...

