آقا من که می گویم امیدی نیست، شما هی بگویید 2هفته دیگر!
ما ميگوييم نميشود شما ميگوييد چقدر عجولي! از يكسال پيش قولش را دادهاند حالا هم سرورهايش را خريدهاند ، فقط مانده يك سيم بكشند و سرش را بزنند توي اينترنت؛ تا شما روزنامه اصفهان زيبا، عليالخصوص صفحه جوان را 2شنبهها و 5شنبهها روي وب بخوانيد؛ البته اگر پايگاه اطلاعرساني مجاز باشيم !
اما حالا كه دي هم تموم شده است، ما هنوز همین جاییم ، یعنی مکان روزنامه هنوز عوض نشده – آخر يكي از همين قولهايي كه داده بودند تعويض مكان روزنامه بود- هنوز هم سایت نداریم! دیگر من چه بگویم؟ زبانمان مو که نه، قلمو شده!
اما قول ميدهيم از امروز در اين وبلاگ حاشيههاي اكسيري بخوانيد.
فكر كنم بازهم همه بارش بدوش خودمه.
يحيي سهروردي كه حسابي مشغول فلسفيدن و يك پايش تهران و آنيكي پايش اصفهان، خدا به داد دليجان برسد!!!
يونس سماوي هم كه اگر وقت داشت و مطلب مينوشت وبلاگ خودش "یونس در اقیانوس" را آپديت ميكرد.
دانيال رضوي هم كه سرباز است و وقت اضافهاش را بايد دنبال خرج زندگي باشد، وقت اين ژيگول بازيها را ندارد.
خبرنگار افتخاری نیویورک تایمز هم كلاسش بالاست افتخار مطلبنويسي در اين وبلاگ را نميدهد.
خانم شكرچيان هم تمام وقت در روزنامه مشغول كار است و بعيد است فرصت اينكارها را داشته باشد.
نيما احمدزاده هم كه ميخواهد درس بخواند براي فوق –گرچه كه نميخواند!-
رضا هم اينقدر خارج ميزند كه نميداند بالاخره صادق راستگوست يا رضا پورحسين يا رضا احسانپور! اميرمالك هم زياد تحويلمان نميگيرد.
دبير محترم سرويس جوان هم اينقدر سرش شلوغ است كه بقول خودش 20تا فايل باز توي مغزشه و نميداند كودوم را اجرا كنه!
پس ميماند بنده كه الحمدالله هم بيكارم- 8صبح تا 4 بعدازظهر!-، هم ناغافل ماموريت نميروم، هم زن و زندگي ندارم، هم امتحان فوق ندارم-اونم دوتا-، هم مسؤول فني پروژه نيستم، هم دستم بند كانون و مخابرات و ... نيست و هم هزارتاي دغدغه ديگه كه ندارم جز ژيگولبازي كه علاجش همين وبلاگ است.
اما هرجور شده اينكار را ميكنم، ولي هر نقضي ديديد ديگه تقصير همه بچههاست! آخه وبلاگي ديديد با اينهمه نويسنده و هيچ پست آپديت!؟
پس تا فردا ، با يك پست جديد ، خداحافظ !

